آشنایی با روستای لاسک

سرزمین مادری من

بازی های محلی تالشانِ شفت و فومن

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

مردم هر گروه و جامعه انسانی با توجه به فرهنگ واقلیم خاص خود جهت گذراندن اوقات فراغت خود یك سری بازی ها و سرگرمی ها یی دارند.كه این بازی ها نماد هایی از فر هنگ آنان را نمایان می سازد با توجه به بررسی های بعمل آامده بازی های محلی شفت و فومن که در گذشته بسیار مورد استفاده قرار  می گرفت، عبارتند از :

1ـ لپه بازی : lape bazy (1)

2ـ پیگله بازی : pigale bazy

3ـ غش بازی : ghaish bazy

4ـ گل مشته : gol bazy

5ـ عروس بازی:arus bazy

6ـ بیج بیج : bij bij

7ـ بیزه : bizeh

8ـ سوك سوك : suk suk

9ـ اویزان :avizan

10ـ لب گود : lab goud

11ـ خورش بازی : khoresh bazy

 12ـ گد گد : gad gad

 13ـ جفت تاك :jot tak

14 ـ اشكل :eshkel

 15ـ ورف باز ی: vorf bazy

 16ـ اپار بازی : apar bazy

 17ـ دوبنا :dobna

 18ـ تاب بندی : tab bandy

 19ـ حساب بله : hesab baleh

از بازیهای محلی رایج امروزی در شفت و فومن می توان به عروس بازیAros bazi ( یه قل دو قل ) ، گیشهGiša ( = عروس ) بازی ، ویزهViza ( = گردو ) بازی ، اَپَر Apar (= سنگ ) بازی و جِخَس بازیJekhas ( قایم باشك ) اشاره نمود .

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

فرهنگ مردم، میراث جاویدان قوم تالش

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

قوم تالش یکی از اقوام اصیل و ریشه دار این مرز و بوم است که در طی تاریخ، با وجود هجوم بیگانگان بر سرزمینشان، همچنان استوار مانده است و هنوز با اعتقادات و آیین ها و شعایر فرهنگی خود، زندگی می کند. می دانیم که قوم تالش چون جزیره ای در میان دیگر اقوام، به خصوص آذری زبان ها محصور است.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

عید سال91 لاسک

یکشنبه ششم فروردین 1391

برف در عید سال 1391 در روستای لاسکhttp://s1.picofile.com/file/7337471498/C_RONALDO0839.jpghttp://s2.picofile.com/file/7337334187/%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9_919.jpghttp://s1.picofile.com/file/7337441070/C_RONALDO0824.jpghttp://s1.picofile.com/file/7337360214/%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9_91.jpghttp://s2.picofile.com/file/7337456769/%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9_%D8%AF91.jpg


تالشستان , نفوذ زبان ترکی و چالش مذهبی

پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390

به جرات میتوان گفت تالشستان یعنی منطقه ای که نیمی از آن در قفقاز و نیمی دیگر از آن تا رود سپید رود در استان گیلان ایران امتداد دارد مذهبی ترین منطقه  ی تاثیر گذار در قفقاز است.در این منطقه بیش از ۷۰ درصد اهل تشییع و حدود ۳۰ درصد یا کمتر اهل تسنن هستند مناطق جنوبی تالشستان (منجیل و رودبار و امامزاده هاشم و سراوان و شفت و فومن و ماسال و شاندرمن اهل تشیع هستند ) بخشی از مناطق مرکزی تالش (بخشی از روستاهای رضوانشهرـ پره سر ـاسالم ـ) بدنه اصلی اهل تسنن تالش را تشکیل می دهند ) بعد از اسالم دوباره منطقه شیعی از تولارود و شهر تالش شروع میشود که تا آستارا اهل تشیع اند.شهرهای تالش نشین لنکران ماسالی و لیریک و...اهل تشیع اند.  شهر آستارا در دوسوی مرز تعدادی روستای اهل تسنن دارد(مانند عنبران محله) و به غیر از اینها شهر عنبران در استان اردبیل نیز منطقه تالش زبانی است که سنی و شافعی مذهب هستند. بنابراین قسمت اعظم تالش شمالی نیز شیعه مذهب هستند. تالشها در تالش شمالی مذهبی ترین اقلیت جمهورری آذربایجان و کل قفقاز هستند.گفتنی است الله شکور پاشا زاده شیخ الاسلام سراسر قفقاز تالش است.همچنین مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی همانطور که از نامشان پیداست ریشه در لنکران دارند.همچنین فامیل جعفر اف که  در مسکو  حجه الاسلام  شیعیان آذری و تالش و...است خود از تالشان تالش شمالی است. حتی جنبش ملی تالشان تالش شمالی یکی از اصول اصلی خود را بر حراست از اعتقادات دینی تالشان قرار داده است. و یکی از بزرگترین نقاط افتراق تالشان با دولت باکو مسائل مذهبی و پافشاری تالشان بر حفظ ارزشهای آیینی و مذهبی شان است که آنها را به شکل عمیقی با ایران و ایرانیت پیوند می دهد.همانطور که در نامه دردمندانه رهبر جنبش ملی تالشان شمالی دیدیم محدودیتهای مذهبی ای که برای تالشان شمالی ایجاد کرده اند از زخمها و دردهای این مردم است و انها نه تنها از نداشتن برق شبانه روزی و برخی از  اولین امکانات زندگی  ومحروم بودن از حقوق فرهنگی و زبانی اقلیتها رنج مبی برند حتی در بجا آوردن مناسک مذهبی نیز تحت فشارند. . از نظر زبانی مناطق تالش نشین ایران از فومنات تا هشتپر زبان تالشی را حفظ کرده اند . اما از هشتپر تا آستارا این زبان تنها در چکاد کوهها به زندگی ادامه می دهد و نقاط شهری غیر از لوندویل تسخیر زبان ترکی شده اند.در جمهوری آذربایجان نیز اهتمام تامی برای ریشه کن کردن زبان تالشی وجود دارد.


ادامه مطلب

لاسک و جوانان بی ادعا ولی موفق و از دست رفته

شنبه یکم بهمن 1390

لاسک روستایی با منظره های زیبا .چقدر زیباست آمدن عید دور هم جمع شدن جوانان .روستایی پر از محبت صفا و صمیمیت.یادم می آید سال های نه چندان دور جوانان دیروز در زمین های خاکی روستا بدون هیچ امکانات تفریهی با یک توپ پلاستیکی بازی میکردن با ذوق فراوان .باصلح و صفا و بدور از خشم و ریای امروزی .و اینک همان جوانان با طی کردن پله های ترقی حتی به بالا ترین رتبه های کشور رسیدند.آری همانان .اما جوانانی که در شهر و با امکانات بیشتر زندگی میکردند حال اکثرا عامل فساد و کارهای ضد اخلاقی هستند.همانان که پول مملکت ما را بالا کشیدند همان اختلاص گران امروزی .همانان که پولشان از ماست خانه شان در خارج از کشور و آقازاده هایشان در دبی مشغول عیش و نوش هستند.باز هم عامل ترقی کشور همان جوانان بی ادعا هستند.متاثفانه شاهد از بین رفتن و پرپر شدن میراث روستا همان مردان و ریش سفیدان روستا هستیم باید یاد بگیریم که اینان تا زمانی که زنده هستند باید قدرشان را دانست یادمان نرود که آنان روزی جوانان روستا بودن.از دست رفته های ما شادروانان(شیر علی غریبی-صفر غریبی-معلم مهربان صفر گلپور-محرم علی حسینی-علی مهری-گل علی قلی پور-غلامحسین ولیزاده)وگل های پرپر شده.جوانان.شادروانان(امیر بهبودی-اسمائیل گل پور-جابر نقی پور)برای شادی ارواح از دست رفتگان (یک صلوات) ختم بفرمایید.


آلبوم موسیقی مراسم شادمانی و رقص تالشی

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390

اجراكنندگان موسیقى مراسم شادمانى مجریان موسیقى مراسم عروسى در تالش را مى‏توان به دو دسته تقسیم كرد. دسته‏ى اول نوازندگان حرفه‏اى هستند كه براى اجراى موسیقى به مراسم دعوت مى‏شوند و به آنها «آشق» یا «سازَنده» گفته مى‏شود و دسته‏ى دوم زنان ایل و فامیل‏اند كه اغلب در مجالس زنانه به همراه نواختن دایره و دمبلى (تشت فلزى) ترانه‏ها را مى‏خوانند. كلمه‏ى «سازَنده» بیشتر در نواحى جنوبى تالش، از ماسال و شاندرمن تا شفت و فومن، رواج دارد و اغلب به‏طور خاص در مورد نوازنده‏ى سورنا به‏كار مى‏رود؛ سورنا در تالش با كلمه‏هاى ساز و زرنا شناخته مى‏شود و سازنده به معنى نوازنده‏ى ساز است. كلمه‏ى آشق كه در تالش مركزى و شمالى رواج دارد احتمالاً شكلى از نامواژه‏ى باستانى «اشوك» باشد. (اشوك و اشو در اوستا به معناى مرد مقدس آمده است مانند اشو زرتشت. رك. محمدرضا درویشى. دایرةالمعارف سازهاى ایران. جلد اول. ص۲۲۷. انتشارات ماهور) این كلمه در تالش به‏طور عام به نوازندگان و خوانندگانى كه در مجالس عروسى مى‏خوانند، مى‏نوازند و از این راه كسب درآمد مى‏كنند اطلاق مى‏شود.
كلمه‏ى «موطریب» (مطرب) نیز در گذشته در منطقه كاربرد داشته است كه به مرور زمان به دلیل برخى عقاید مذهبى بار معنایى منفى یافته است.

رقص تالشىرقص‏هاى تالشى در مناطق مختلف تالش اشكال گوناگونى دارند. این اشكال بیشتر توسط زنان حفظ شده‏اند و نگارنده با رقصى كه خاص مردان باشد برخورد نكرده است به‏طور كلى در تالش مردان كمتر تمایل به رقصیدن دارند.
این رقص‏ها در مراحل مختلف عروسى متفاوتند به‏طور مثال:

۱. «كَترا وشتن» رقص با نوعى قاشق چوبى‏ست؛ زمانى كه عروس را سوار بر اسب به منزل داماد مى‏آورند، قبل از اینكه پیاده شود، یك نفر با دو كترا درحالى كه كتراها را به هم مى‏زند مى‏رقصد تا كتراهاى چوبى شكسته شود و آن را بالاى سر عروس پرت مى‏كند.
۲. »خنه دوش» (حینا وشتن) رقص با حنا را در شب حنابندان با ظرف حاوى حنا انجام مى‏دهند.
۳. مجمَه دوش: رقص با مجمه (سینى بزرگ حاوى میوه، سبزه، شیرینى، پارچه و غیره) را با گذاشتن مجمَه بر سر و در هنگام آوردن عروس به منزل داماد و در مراحل مختلف عروسى انجام مى‏دهند.
۴. چرا وشتَن: این رقص بیشتر در تالش جنوبى رواج دارد و با گذاشتن چراغ روشن (چراغ نفتى) بر سر مى‏رقصند. حفظ تعادل در این رقص و در مجمه وشتَن، رقص با مجمه، بسیار هنرمندانه و جالب است.
۵ . رقص جمعى: رقص‏هاى تالشى به صورت تكى و دو به دو انجام مى‏شوند. البته تعداد رقص‏كنندگان زیاد است، ولى نگارنده با رقص گروهى همانند رقص‏هاى كردى در تالش جنوبى و مركزى برخورد نكرده است؛ تنها در تالش شمالى (آستارا و لنكران) نوعى رقص گروهى را در روستاى سپاردى لنكران دیده است كه پنج زن همراه نواختن دایره و خواندن دسته‏ جمعى مى‏ رقصند.

تاریخ انتشار: [21/10/1386]
خواننده: استاد قسمت‌خانی
دایره (دیاره): استاد محمد قاسمی
تمبوره و همخوان:آرمین فریدی هفت‌خوانی
همخوانی و خله: هومن فریدی هفت‌خوانی
منبع: موسسه فرهنگی هنری ماهور

برای دانلود آهنگ ها به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب

فرهنگ‌ عامه‌ تالش

سه شنبه سیزدهم دی 1390

نوع مطلب :فرهنگ‌ عامه‌ تالش ، 

   فرهنگ‌ عامه‌ آن‌ بخش‌ از دانش‌ بشراست‌ كه‌ در گذر اعصار، سینه‌ به‌ سینه‌، نسل‌ به‌نسل‌ گشته‌ و به‌ ما انتقال‌ یافته‌ است‌. ترانه‌ها، افسانه‌ها، باورها، نغمه‌ها، تمثیل‌ها،هنرهای دستی و دیگر آثار ادبی‌ شفاهی‌ از آن‌ جمله‌ می‌باشند و ما هنوز می توانیم نمونه‌های‌ بسیار غنی‌ و متنوع‌آن‌ را  در  ذهن‌ و دفتر معیشت قوم‌ کهن تالش‌ مرور نماییم‌.

  پیشترها تا بوده‌پدران‌ و مادران‌ ما با این‌ گنج‌ دل‌انگیز معنوی‌ زندگی‌ كرده‌ و از آن‌ بهره‌ها برده‌اند. این‌دوره‌ نیز نوبت‌ ماست‌ كه‌ از سنت‌ خجسته‌ آنان‌ پیروی‌ كرده‌ و از ارثیه‌ گرانمایه‌شان‌پاسداری‌ نماییم‌.

می‌دانیم‌ كه‌ فرهنگ‌ عامه‌ مقوله‌ای‌ است‌ در حوزه‌ علم‌ مردم‌شناسی‌ و این‌ علم‌ بسیارجوان‌ است‌ و جوانتر از آن‌ تاریخچه‌ تحقیق‌ در فرهنگ‌ عامه‌ قوم‌ ماست‌ كه‌ خیلی‌ دیر وجسته‌ گریخته‌ آغاز گردیده‌ و هنوز به‌ مرحله‌ قابل‌ توجهی‌ نرسیده‌ است‌.

   نخستین پژوهشگران‌ فرهنگ‌ عامه‌ تالش‌:

 از آغاز سده‌ نوزدهم‌ تاكنون‌ در جمهوری‌ آذربایجان‌ و اروپا ودیگر كشورهای‌ جهان‌،گروهی‌ از زبان‌ شناسان‌، سیاحان‌ و دیگر دانشمندان‌ و متخصصان‌، به‌ فرهنگ‌ عامه‌ تالش‌توجه‌ داشته‌ و به‌ آن‌ علاقمند بوده‌اند. تا جایی‌ كه‌ نگارنده‌ اطلاع‌ دارد برای‌ نخستین‌ بارالكساندر خودزكو در كتابی‌ كه‌ به‌ سال‌ 1842 م‌ در لندن‌ منتشر كرده‌ تعداد پانزده‌ دوبیتی‌تالشی‌ را آورده‌ است‌.

ای‌. ن‌. برزن‌. استاد دانشگاه‌ كازان‌ در كتاب‌ خود كه‌ به‌ سال‌ 1853 منتشر كرده‌،دوبیتی‌های‌ گردآوری‌ شده‌ به‌ وسیله‌ خود زكور را نقل‌ كرده‌ و شرح‌ و توضیحاتی‌ بر آن‌نوشته‌ است‌.

دانشمند شهیر پ‌.ف‌. ریس‌ متأثر از مشاهدات‌ سه‌ روز اقامت‌ خود در بین‌ تالشان‌،مقاله‌ پر ارجی‌ با عنوان‌ «زندگی‌ و زبان‌ تالشان‌» در سال‌ 1855 منتشر كرده‌ كه‌ در آن‌چهل‌ دوبیتی‌ عامیانه‌ و دو قطعه‌ دیگر از اشعار تالشی‌ را گنجانده‌ است‌.

پرفسور ا.دُرن‌ محقق‌ روسی‌ ضمن‌ دوبار مسافرت‌ پژوهشی‌ به‌ نواحی‌ تالش‌ نشین‌،یكبار در 16 اكتبر سال‌ 1860 و سپس‌ از 27 آوریل‌ تا 4 ماه‌ مه‌ 1861، نمونه‌های‌ارزشمندی‌ از افسانه‌ها، دوبیتی‌ها، اشعار، لطیفه‌ها و دیگر م‌ طالب‌ فولكلوریك‌ آن‌ مردم‌ راگردآوری‌ و در كتاب‌ خود موسوم‌ به‌ (كاسپین‌) گنجانده‌ و آن‌ كتاب‌ را در سال‌ 1875منتشر كرده‌ است‌.

دانشمند فارسی‌ دان‌،ب‌. هیگر نیز در سال‌ 1901 در نشریات‌ استراسكبورگ‌نمونه‌های‌ زیادی‌ از فولكلور تالش‌ را نشر داده‌ است‌. باستان‌ شناس‌ نامدار فرانسوی‌، ژان‌دمرگان‌ نیز در زمینه‌ شناساندن‌ فرهنگ‌ عامه‌ تالش‌ زحماتی‌ كشیده‌ است‌.

دبیر مدارس‌ لنكران‌، تیمور علی‌ بیگوف‌ در تألیفات‌ خود جای‌ قابل‌ توجهی‌ به‌افسانه‌ها، عقاید و دیگر موارد فرهنگ‌ عامه‌ تالشان‌ اختصاص‌ داده‌ است‌.

و میللر (1956 - 1877) استاد دانشگاه‌ مسكو، دانشمند دیگری‌ است‌ كه‌ در راه‌شناخت‌ و شناساندن‌ زبان‌ و فولكلور تالش‌ رنج‌ فراوان‌ كشیده‌ و منشاء و خدمات‌ سترگی‌شده‌ است‌. او دوبار در سالهای‌ 1902 و 1925 به‌ نواحی‌ تالش‌ نشین‌ سفر كرد و هر بارتمام‌ فصل‌ تابستان‌ را به‌ پژوهش‌ در زبان‌ و فرهنگ‌ آن‌ مردم‌ پرداخته‌ كه‌ نتیجه‌ آن‌تألیف‌ و انتشار هفت‌ كتاب‌ و رساله‌ گراسنگ‌ بوده‌ است‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ «متون‌ تالشی‌- 1926» و «زبان‌تالشی‌ - 1953» را نام‌ برد. این‌ دو اثر به‌ حق‌ گنجینه‌هایی‌ هستند كه‌ به‌ما ارث‌ رسیده‌ است‌. در دهه‌ 1930، گروهی‌ از روشنفكران‌ و رهبران‌ حركات‌ ملی‌ تالشان‌در جمهوری‌ آذربایجان‌، مجدانه‌ در راه‌ گردآوری‌ فرهنگ‌ عامه‌ و احیاء زبان‌ و فرهنگ‌تالشان‌ قدم‌ گذاشتند. پیشاهنگ‌ این‌ گروه‌ زولفقار احمدزاده‌ و مظفرنصیرلی‌ بودند.

م‌.نصیرلی‌ در سال‌ 1931 كتاب‌ «ترانه‌های‌ تالشی‌» را منتشر كرد و در نشریه‌«ى atul a = تالش‌ سرخ‌» مقالات‌ و مطالب‌ فراوانی‌ در زمینه‌ فرهنگ‌ عامه‌ تالش‌ چاپ‌كرد.

در سال‌ 1975، ا. عیسی‌ زاده‌ و ن‌.محمد اف‌، كتاب‌ پرباری‌ با نام‌ «خلق‌ ماهنه‌ لرواویون‌ هوالَر = ترانه‌های‌ مردم‌ و نغمه‌های‌ شاد» منتشر كردند كه‌ در آن‌ فصلی‌ به‌ترانه‌های‌ تالشی‌ اختصاص‌ یافته‌.

دبیر مدارس‌ ماساللی‌، جبار علی‌ اف‌، با انتشار كتاب‌ «یولون‌ سیخن‌ = سخن‌ بزرگان‌»كه‌ در زمینه‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ تالش‌ می‌باشد، فصل‌ تازه‌ای‌ در شناساندن‌ ادبیات‌ این‌ قوم‌می‌گشاید.

در سال‌ 1989 در روستای‌ ىaqlasa لنكران‌، بولتنی‌ منتشر شد به‌ نام‌ «صدای‌تالش‌» در شماره‌ دوم‌ این‌ بولتن‌ مطالب‌ جالب‌ توجهی‌ درباره‌ فولكلور تالش‌ درج‌ شده‌بود، به‌ دنبال‌ انتشار آن‌ بولتن‌، مركز مدنیت‌ تالش‌ شعبه‌ مسكو، بولتن‌ دیگری‌ منتشرمی‌كند موسوم‌ به‌ «تولیش‌» كه‌ در شماره‌های‌ مختلف‌ آن‌ توجه‌ ویژه‌ای‌ نسبت‌ به‌ امرگردآوری‌ و نسشر فرهنگ‌ عامه‌ تالش‌ مبذول‌ می‌شود و در نشریات‌ محلی‌ شهرستانهای‌لنكران‌ و ماساللی‌ و آستارا نیز صفحاتی‌ به‌ نشر مطالب‌ تالشی‌ اختصاص‌ می‌یابد.

در گذشته‌ به‌ دلایلی‌ مختلف‌، برای‌ تالشان‌ این‌ امكان‌ وجود نداشته‌ كه‌ بتوانند فرهنگ‌و ادبیات‌ خود را تدوین‌ و تألیف‌ نموده‌ و نشر دهند، به‌ همین‌ سبب‌ هزاران‌ نمونه‌ از مواردفولكلوریك‌ ما فراموش‌ شد و از بین‌ رفت‌. دریغا كه‌ هنوز هم‌ افرادی‌ ناآگاه‌ وجود دارند كه‌می‌گویند با این‌ زبان‌ و ادبیات‌ می‌خواهیم‌ به‌ كجا برسیم‌. ما به‌ اینها می‌گوییم‌ ضرب‌ المثل‌قدیمی‌ «آن‌ كس‌  كه‌ بذر خود را می‌خورد، خون‌ خود را می‌نوشد» را به‌ یاد آورید. زبان‌وفرهنگ‌ هر مردم‌ به‌ منزله‌ بذر و سرمایه‌ حیات‌ آن‌ مردم‌ است‌.

اكنون‌ در جمهوری‌ آذربایجان‌ نوعی‌ شوونیسم‌ شكل‌ گرفته‌ كه‌ به‌ فرهنگ‌ و زبان‌ قومی‌ما تعرض‌ می‌كند. آنها منشأ همه‌ چیز را تركی‌ می‌پندارند و یا محكوم‌ به‌ تركی‌ شدن‌. ازاین‌ رو تعرض‌ آنها به‌ زبان‌ و فرهنگ‌ تالشی‌ به‌ نیت‌ محو هویت‌ قومی‌ و موجودیت‌تاریخی‌ ماست‌. در برابر این‌ تعرض‌ چاره‌ای‌ جز این‌ نمانده‌ است‌ كه‌ با جدیت‌ و با استفاده‌از همه‌ امكانات‌ به‌ ثبت‌ و ضبط‌ همه‌ آثار فرهنگی‌ و زبانی‌ خود بپردازیم‌ و راهی‌ را كه‌پیشینیان‌ به‌ روی‌ ما گشوده‌اند با جدیت‌ طی‌ نماییم‌. باری‌... در پایان‌ توجه‌تان‌ را جلب‌می‌كنم‌. به‌ چند ترانة‌ عامیانة‌ تالشی‌ كه‌ در منطقة‌ آستارا و لنكران‌ گردآوری‌ شده‌ است‌.

  ترانه‌هایی‌ برای‌ دامها:

 زنان‌ تالشی‌ هنگامی‌ كه‌ می‌خواهند گاوهاشان‌ را بدوشند، برایشان‌ ترانه‌ هایی‌ زمزمه‌می‌كنند. دست‌ نوازش‌ به‌ پشت‌ و پهلوشان‌ می‌كشند و با آنها مثل‌ انسان‌ با انسان‌، حرف‌می‌زنند و هر یك‌ را به‌ نامی‌ خاص‌ صدا می‌زنند = رَش‌ گو، سیوگا، نوزگو، زَرگو، زَن‌ گو، ویل‌گو، اَل‌َ گو، اُوَین‌َ، پری‌ ی‌َ، نوزَن‌، ویل‌ سو، وغیرو...

بیشتر ترانه‌ هایی‌ كه‌ تالشان‌  برای‌ گاوهایشان‌ می‌خواندند به‌ مرور زمان‌ از بین‌ رفته‌است‌. فقط‌ شماری‌ از آنها هنوز در اذهان‌ باقی‌ مانده‌ و یا در جایی‌ ثبت‌ شده‌ است‌ .


زبان تالشی

یکشنبه چهارم دی 1390

تالشی نام یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است و همچنین به فردی که گویشور آن زبان باشد می‌گویند. زبان تالشی از ریشهٔ پهلوی اشکانی و هم‌ریشه با زبان‌های کرانهٔ خزر همچون گیلکی، دیلمی و مازندرانی است ولی با آن‌ها تفاوتی آشکار دارد. تات‌ها و تالشی‌ها و مازندرانی‌ها به لهجه‌هایی سخن می‌گویند که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد.[۱] زبان تالشی مشابهت با زبان‌های اوستایی و کردی دارد.[۲] [۳][۴] همچنین این زبان به زبان آذری باستان نزدیک است.[۵] تالشی در بخش های جنوبی و شمالی استان گیلان و شهرستان نمین در استان اردبیل، ایران و استان لنکران-آستارا در جنوب جمهوری آذربایجان صحبت می‌شود.                             

بررسی‌های موردی در مناطق تالش‌نشین شهرستان‌های صومعه‌سرا و فومن نشان می‌دهد که روستاهای گیلک‌نشین همسایه از واژگان تالشی یا نزدیک به آن که با گیلکی متفاوت است بهره می‌گیرند. حمدالله مستوفی، در مورد مردم گیلان و نزدیکی آن با زبان پهلوی نیز اشاره‌ای دارد. وی در وصف مردم تالش چنین می‌گوید: «مردمش سفید چهره‌اند بر مذهب امام شافعی، زبانشان پهلوی به جیلانی باز بسته‌است.»

در میان تالشان گونه‌گونی زبانی – به نسبت تأثیرپذیری از دیگر زبان‌ها- به شدت وجود دارد. در تالش شمالی مشخصاً پنج گویش آستارایی، لنکرانی، ماسالی و لریکی عنبرانی دیده می‌شود. در تالش جنوبی، مناطق پیرامون آستارا تا ماسال یک گویش تالشی آمیخته با ترکی رواج دارد و در مناطق ماسال تا روستاهای پیرامون صومعه سرا، فومن، ماسوله و شفت با زبان تالشی اصیل‌تری تکلم می‌شود که البته به دلیل نزدیکی به مناطق گیلک نشین از آن تأثیر گرفته و اصیل ترین گویش مربوط به منطقه تالش مرکزی یا تالشدولاب است چون مردم آن در زمانهای نزدیک زندگی همیشگی در کوه داشتندو در کمترین ارتباط با اقوام دیگر بودند . تالشان کوه‌های دیلمان و لاهیجان تفاوت گویشی فراوانی با دیگر تالشان دارند. تنها زبان موجود میان تالشان که هم‌ریشه با زبان‌های شمال غربی نیست و به محدوده زبان تالشی رخنه کرده و به شدت به تنوع آن موجب شده زبان ترکی است. این مسئله در تالش شمالی و در آستارای ایران به شدت مشاهده می‌شود.

برخی از کلمات گویش تالش مرکزی: ga:گاو zhera:گاو ماده veshan:گاو نر بالغ kala:گاو نر جوان mounda:گوساله gamish:گاومیش bez:بز beza:بزغاله gosand:گوسفند ganz:گوزن perza:آهو esba:سگ varg:گرگ shaval:شغال karg:مرغ kija:جوجه souk:خروس koralef:مار mora:موش mesh:مگس asala mesh:زنبورعسل marjena:مورچه kuku:فاخته punesh:پشه dada:پدر dede:مادر zua:پسر kela:دختر bera:برادر khala:خواهر bervaraza:برادرزاده khuaraza:خواهرزاده pupu:عمه mani:خاله kheivar zhen:جاری she:رفتن peshe:به بالارفتن vishe:به پایین رفتن dashe:داخل شدن virme:پیاده شدن virkarde:پیاده کردن darakunuste:کشیدن virashte:آویزان کردن nue:قرار دادن penue:قرار دادن در بالا vinue:قرار دادن در پایین dashte:دوختن dushte:دوشید

                                                                                                

جنگجویی 

تالشان به دلیل برخورداری از توانایی جسمی بالا و چیره‌دستی در تیراندازی، نگهبانی بیشینه شهرهای گیلان را بر دوش داشته‌اند. میرزا احمد میرزا خداویردی در توصیف و بازنمود جنگ‌های تالشان می‌نویسد که آن‌ها خنجر به دست یاعلی گویان به دشمن هجوم می‌بردند. تالشان از رهگذر ساختار قومی ویژهٔ خود، واپسین واردکنندهٔ فناوری‌های زمان خود به ویژه جنگ‌افزار بوده‌اند. در دورهٔ شاه تهماسب نخستین گروه سیصد نفرهٔ تالشان که در سپاه صفوی خدمت می‌کردند مجهز به تفنگ شدند؛ ولی تا پایان دورهٔ دوم جنگ‌های ایران و روس کاربرد جنگ افزار سرد در جنگ با دشمنان همواره در میان آن‌ها رواج داشت. افزون بر حضور تالشان در سپاه صفوی که در اواخر پادشاهی تهماسب یکم به پیرامون هزار تن می‌رسید امکان بسیج گستردهٔ تالشان در سراسر سامان تالش‌نشین وجود داشت. برجسته‌ترین وظیفه و خویشکار تالشان در دورهٔ صفویان داشتن نیروهای چریکی لازم برای پاسداشت منافع شاه در کرانه‌های خزر بود. در مقابل صفویان آن‌ها را مالکان سرزمین‌های کرگانرود، آستارا، زووند، اولوف، اُجارود و ارچوان اعلام کردند. فرمانداران تالش به خاطر منافع ایلی گاه در کنار شاه و زمانی هم برای نگهداشت چیرگی یا افزایش چیرگی خویش با فرمانروایان نواحی گوناگون از جمله شیروان و گیلان به ستیز برمی‌خاستند.

                                                                        منبع  ویکی پدیا                        


عکسی از (کربلایی حسین) جد بزرگوار من .با میرزا

پنجشنبه سوم آذر 1390

عکسی از جد بزرگوار من با میرزا(اولین نفر از بالا سمت راست)آلبوم تصاویر میرزا کوچک خان جنگلی(از نوجوانی تا شهادت)


آمار روستا

شنبه بیست و یکم آبان 1390

آمار رسمی جمعیت روستا بر اساس سرشماری سال 1385 , تعداد خانوار : 214

عنـــوان

كــــل

با ســـواد

بی ســـواد

كل جمعیت

773 نفر

468 نفر

275 نفر

جمعیت مردان

361 نفر

241 نفر

104 نفر

جمعیت زنان

412 نفر

227 نفر

171 نفر

چارت مقایسه ای آمار جهت بررسی نسبت ها با جمعیت كل

آمار جمعیت

افراد باسواد

افراد بی سواد

100 %


كـل جمعیت

47 %


نسبت مردان

53 %


نسبت زنان

61 %


جمعیت باسواد

51 %


نسبت مردان

49 %


نسبت زنان

36 %


جمعیت بیسواد

38 %


نسبت مردان

62 %


نسبت زنان

lasak


بالالاسک

شنبه بیست و یکم آبان 1390

روستای لاسک و كوهپایه‌ها و ارتفاعات میانی اطراف آن با پوشش های انبوه جنگلی كه خانوارهای جنگل‌نشین به صورت تك‌خانواری یا آبادی های كوچك در آن ساكن اند و به دامداری سنّتی  مشغول هستند. ارتفاعات ییلاقی برخی از کوچ نشینان روستاه های حومه ی لاسک كه بالاتر از ارتفاع 2000 متری قرار گرفته، و پوشیده از مراتع اند. این عرصه هرچند سكونت گاه‌های تاریخی بوده است، اما به خاطر آب و هوای نسبتاً سرد كوهستانی، امروزه در آنها سكونت دائمی وجود ندارد.

 از روستاه های حومه ی لاسک که بصورت پیاده یا موتورسیکلت مسافرکش و اتومبیل های نیسان رفت و آمد میکنند تا مایحتاج روزانه یا هفتگی خود را تهیه کنند میتوان روستاه های: ساییننگاه-کیشخاله-بالالاسک-پایین لاسک(اسپیخانی)-ملل آب-کلوان و حتی روستاههای ویسرود-درودخان-امامزاده ابراهیم(ع) را نام برد.البته خانوارهایی نیز به کشت برنج مشغولند که میتوان به روستاه های لاسک و لاسک بالا و پایین و کلوان اشاره کرد.در کنار این مشاغل به چایکاری نیز اشاره میکنم که از وضعیت مناسبی برخوردار نیست بطوریکه بعضی مواقع کشاورز چایکار مجبور میشود محصول چیده شده و حمل شده تا روستای لاسک را به علت تحویل نگرفتن توسط ناظر شعبه ی چای در کنار جاده ی یا کنار رودخانه ی لاسک رها سازد.میوهی معروف این منطقه نیز شاه بلوط می باشد که چند سالی است به دلایل نامعلوم و کارشناسی نشده درختان شاه بلوط خشک میگردند بطوریکه خطر انقراض نسل این درختان محیط زیست روستا و حتی یکی از منابع محدود درآمد اصلی روستاییان را بطور جدی تهدید میکند.




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    آیا تا به حال به منطقه ی سیاحتی زیارتی امامزاده ابراهیم سفر کرده اید؟



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت